یه پیاله رسوایی

متن مرتبط با «10 4 kayak» در سایت یه پیاله رسوایی نوشته شده است

14.4

  • نیلوبلاگ

    یک روز هم چشمت می افتد به یک بیمارستان قدیمی و میگویی من اینجا به دنیا آمدم و ذوق میکنی و در یک لحظه خودت را توی خیالت کنج یکی از اتاقهای بیمارستان میبینی البته خود نوزادت را! و شاید اصلا به ذهنت نرسد که این جمله (من اینجا به دنیا آمدم)چقدر عجیب است!!!به دنیا آمدن ؟!!! برای فکر کردن سوژه جالبیست! +خداروشکر:) 19شهریور ...

    ادامه مطلب
  • 14.5

  • نیلوبلاگ

    برای بدترین حس هایی که از آسمان فرو می افتند شاید هم از مغز زمین بیرون میپرند، برای حرفهای جانکاه و برای ناگفته ها باید فاتحه خواند آنقدر خواند تا شاید ارمغانشان شادی روح شود! برای لبخند های از ته دل ،برای حرفهای دلربا و برای گفته ها نمیدانم چه سوره ای بهتر است شاید حمد شفا شاید هم .... ...

    ادامه مطلب
  • 14.6

  • نیلوبلاگ

    چنانیم بی تو... که ماهی به خاک ... +ملول از لحظه هایی که خدا را ندیده است! 1مهر...

    ادامه مطلب
  • 14.3

  • نیلوبلاگ

    چقدر حال هوای صبح ها خوب است! انگار هیچ فکری در دنیا زاییده نشده! و چقدر خوب می تواند باشد در دامان تو خفتن! 4شهریور...

    ادامه مطلب
  • 14.2

  • نیلوبلاگ

    بدون چهارشنبه ها حتما آدمها یك كمبود بزرگ حس میكردند! چهارشنبه باید باشد كه یادت بیندازد زندگی هست مثل یه رود خروشان كه انگار سر و ته ندارد اصلا و موج میزند به آخر دنیا! باید هوای چهارشنبه هارو عمیق نفس كشید كه اكسیژنش بریزد توی مویرگها برود كنج قلب بنشیند بشود دو كلام حرف حساب بشود طاقت بشود حوصله! چهارشنبه ها مثل شهریور كه گرم شوند میشوند اصل زندگی! 1شهریور + توسط میمـ.ـهیس | ...

    ادامه مطلب
  • 14.1

  • نیلوبلاگ

    باید بهم قول بدی که وقتی ازین حجم دلتنگی که روی دلم آوار شده جون سالم به در بردم نماز آیات بخوانی ،یادت نره توی نماز شاخه گل قرمزی که تو دستات کاشتمو بهم هدیه کنی ،اگه حواست پرت شد و نفهمیدی چند رکعت خوندی اشکالی نداره از آسمون بپرس یا همون ماه نقره ای که روی مچ دستت حک کردم ،حواست پرت باشه یا جمعه جمع چه فرقی میکنه مهم اینه که چشمات رو به من قنوت میگیرند ... راستی یادت نره لبخند بزنی ،از وقتی عاشق شدی خدا همه حواسشو داده به لبخند تو! + توسط میمـ.ـهیس | ...

    ادامه مطلب
  • 13.4

  • نیلوبلاگ

    ازش میپرسم چرا انقدر عاشقی؟؟؟ فقط نگاه میکنه و یه هزارتو تو نگاهش هست ،تبسم با عظمتی رو پنهان میکنه و من برای کشف هزار تو همیشه سردرگم میشم!!! آخرش میگم آخه چرا انقدر خدایی؟؟؟ چرا نمیفهمم! + توسط میمـ.ـهیس | ...

    ادامه مطلب
  • 14.

  • نیلوبلاگ

    از راه رفتنش هم معلومه كه چقدر دوسش داره ! همیشه انگار چند قدم جلوتر ایستاده داره صداش میزنه... میگه دلتنگی این عشق بوی نم میده ...بوی نم باغچه مادربزرگ!حال و هوایرویا داره مثل یه چادر گل گلی که رو سرش سر میخوره! مثل وقت اذانه که دیگه حواستو نمیتونی جمع چیزی جز خدا کنی! حال خوب این عشق رو سوی ابدیت داره... + توسط میمـ.ـهیس | ...

    ادامه مطلب
  • 12.4

  • 11.4

  • نیلوبلاگ

    اول شخص:)...

    ادامه مطلب
  • 10.9

  • نیلوبلاگ

    پیشونی شمعدونی ها عطردلتنگی گرفته این روزا از بوسه ای ک نشوندم رو پیشونی ماه گرفته ش فهمیدم در گوشش زمزمه کرد صدای خزونو ولی عشق اومد وسط گل انداخت گونه باد! ...

    ادامه مطلب
  • 10.8

  • نیلوبلاگ

    کوچه های تنگ پاییز ...از بهار براشون بگی شروع میکنن خندیدن؟!...

    ادامه مطلب
  • 10.7

  • نیلوبلاگ

    دلم میخواد هزارتا نقاشی ازت بکشم اونقدری نقاشیت کنم ک خودت واقعنی بشی بشینی روبه روم +باز نگاهای تو و زیرچشمی های من و شمعدونی های روی لپم:)...

    ادامه مطلب
  • 10.

  • نیلوبلاگ

    اونقدری خسته م که میدونم اگه اراده کنم میتونم خیلی راحت بمیرم!...

    ادامه مطلب
  • 10.1

  • نیلوبلاگ

    درد لحظه رو کسی میفهمه که منتظرمیمونه!!!...

    ادامه مطلب
  • 10.2

  • نیلوبلاگ

    بالاخره بعدمدتها دست به کیبورد شدیم و ازسکوت دهشتناک خودمون دست برداشتیم! یه دنیاحرف دورسرم می پیچن و من میدونم که نمیتونم حتی یه کلمشو درست بیان کنم ولی میگم که گفته باشم! واچینگ لارا تو گوشم می پیچه و من دارم فکرمیکنم که توی اتوبوس این صدا توی گوشم پیچید!!!به کارایی که میخاستم انجام بدم فکرمیکردم و روزایی که درپیش دارم...هوای خنک اتوبوس توی ریه هام بود وسردردی که انگار هیچ وقت از همسفربودن بامن توی اتوبوس دست نمیکشه ...خستگی عجیبی که حاصل اون همه کاربود که با بیرحمی تمام ریختن سرم و جاداره ازمیم جان یادی کنم که اونقدر بهم کمک کرد یادمه بهش گفتم من بی و...

    ادامه مطلب
  • 10.3

  • 10.4

  • نیلوبلاگ

    برای نوشتن دیره...برای روزمرگی هم! برای فریاد کردن ولی هیچ وقت دیر نیست! گاهی باید فریادکرد گاهی باید اولین گناهو تکرارکرد هزاربار تکرارکرد! الکی خوش بودن راکنارگذاشت...باید فهمید و فهمید و فهمید... ...

    ادامه مطلب
  • 10.6

  • نیلوبلاگ

    گاهی باید برای یک نمره پژوهشی بیشتر سر خم کرد!:/ +ولی من مردش نیستم حتی زنشم نیستم!شاید بهتر بود باشم!!!...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    12 4 cm to inches | 12 4 kg | 12 4-28 tractor tire | 12 4-24 tractor tires | 12 4-38 tractor tire | 12 4 oz to lbs | 12 4x38 tractor tires | 12 4 3 | 12 4 as a fraction | 12 4mm to inches