یه پیاله رسوایی

متن مرتبط با «12 4 28 tractor tire» در سایت یه پیاله رسوایی نوشته شده است

14.4

  • نیلوبلاگ

    یک روز هم چشمت می افتد به یک بیمارستان قدیمی و میگویی من اینجا به دنیا آمدم و ذوق میکنی و در یک لحظه خودت را توی خیالت کنج یکی از اتاقهای بیمارستان میبینی البته خود نوزادت را! و شاید اصلا به ذهنت نرسد که این جمله (من اینجا به دنیا آمدم)چقدر عجیب است!!!به دنیا آمدن ؟!!! برای فکر کردن سوژه جالبیست! +خداروشکر:) 19شهریور ...

    ادامه مطلب
  • 14.5

  • نیلوبلاگ

    برای بدترین حس هایی که از آسمان فرو می افتند شاید هم از مغز زمین بیرون میپرند، برای حرفهای جانکاه و برای ناگفته ها باید فاتحه خواند آنقدر خواند تا شاید ارمغانشان شادی روح شود! برای لبخند های از ته دل ،برای حرفهای دلربا و برای گفته ها نمیدانم چه سوره ای بهتر است شاید حمد شفا شاید هم .... ...

    ادامه مطلب
  • 14.6

  • نیلوبلاگ

    چنانیم بی تو... که ماهی به خاک ... +ملول از لحظه هایی که خدا را ندیده است! 1مهر...

    ادامه مطلب
  • 14.3

  • نیلوبلاگ

    چقدر حال هوای صبح ها خوب است! انگار هیچ فکری در دنیا زاییده نشده! و چقدر خوب می تواند باشد در دامان تو خفتن! 4شهریور...

    ادامه مطلب
  • 14.2

  • نیلوبلاگ

    بدون چهارشنبه ها حتما آدمها یك كمبود بزرگ حس میكردند! چهارشنبه باید باشد كه یادت بیندازد زندگی هست مثل یه رود خروشان كه انگار سر و ته ندارد اصلا و موج میزند به آخر دنیا! باید هوای چهارشنبه هارو عمیق نفس كشید كه اكسیژنش بریزد توی مویرگها برود كنج قلب بنشیند بشود دو كلام حرف حساب بشود طاقت بشود حوصله! چهارشنبه ها مثل شهریور كه گرم شوند میشوند اصل زندگی! 1شهریور + توسط میمـ.ـهیس | ...

    ادامه مطلب
  • 14.1

  • نیلوبلاگ

    باید بهم قول بدی که وقتی ازین حجم دلتنگی که روی دلم آوار شده جون سالم به در بردم نماز آیات بخوانی ،یادت نره توی نماز شاخه گل قرمزی که تو دستات کاشتمو بهم هدیه کنی ،اگه حواست پرت شد و نفهمیدی چند رکعت خوندی اشکالی نداره از آسمون بپرس یا همون ماه نقره ای که روی مچ دستت حک کردم ،حواست پرت باشه یا جمعه جمع چه فرقی میکنه مهم اینه که چشمات رو به من قنوت میگیرند ... راستی یادت نره لبخند بزنی ،از وقتی عاشق شدی خدا همه حواسشو داده به لبخند تو! + توسط میمـ.ـهیس | ...

    ادامه مطلب
  • 13.4

  • نیلوبلاگ

    ازش میپرسم چرا انقدر عاشقی؟؟؟ فقط نگاه میکنه و یه هزارتو تو نگاهش هست ،تبسم با عظمتی رو پنهان میکنه و من برای کشف هزار تو همیشه سردرگم میشم!!! آخرش میگم آخه چرا انقدر خدایی؟؟؟ چرا نمیفهمم! + توسط میمـ.ـهیس | ...

    ادامه مطلب
  • 14.

  • نیلوبلاگ

    از راه رفتنش هم معلومه كه چقدر دوسش داره ! همیشه انگار چند قدم جلوتر ایستاده داره صداش میزنه... میگه دلتنگی این عشق بوی نم میده ...بوی نم باغچه مادربزرگ!حال و هوایرویا داره مثل یه چادر گل گلی که رو سرش سر میخوره! مثل وقت اذانه که دیگه حواستو نمیتونی جمع چیزی جز خدا کنی! حال خوب این عشق رو سوی ابدیت داره... + توسط میمـ.ـهیس | ...

    ادامه مطلب
  • 12.8

  • نیلوبلاگ

    بعضی وقتا انگار یه قانونی حکم میکنه که تو باید غصه بخوری!وهمه چیز بستگی داره به اینکه تو قانون سرت میشه یانه؟!...

    ادامه مطلب
  • 12.5

  • نیلوبلاگ

    برای این همه حال خوب ،یک نفر باید یک چاره ای بیندیشد!!! ...

    ادامه مطلب
  • 12.3

  • نیلوبلاگ

    گاهی وقتا حواسم نیست ب قشنگترین هایی ک مشغولشونم ...هفته های عجیب میرن و میرن و ازم دورمیشن همین چند وقت پیش بود ک هرروز تقویمو درانتظار یه دوازده مرور میکردم..هربار توخیالم ب دوازده میرسیدم و لبخندهایی ک روصورت من و دوم شخص تندتند پرو خالی میشدند... دوازده اومد و رفت با خاطره ای ک برای اولین دوازده عاشقانه تو حافظه من و دوم شخص ثبت شد... بقایای دوازده و لبخنداش هنوز روصورتم هستند ...بارون دوازده همون چیزی بود ک مدت ها انتظارشو میکشیدم و اونقدری حالمو خوب کرد ک هیچ لالائی ای قادر نیست...قدم زدن صبح دوازده و مسیر پر ازبرگای زرد بیمارستان صدای بوق ماشینا و تموم لحظه هایی ک پشت یک لنز 13مگاپیکسلی ثبت شد! همه ی این حالای خوب حول یه محور توی ذهنم میچرخن ... چهارشمبه ها و پنج شمبه ها عجیب میچسبند....

    ادامه مطلب
  • 12.4

  • 12.1

  • نیلوبلاگ

    بعضی وقتا دلم میخاد خودت بیای پائین بیای دستای گرمتو بکشی روصورتم اشکامو پاک کنی بیای دستامو ک انگارازجنس آدم برفین ذوب کنی...مگه من مال تو نیستم ؟مگه آخرش برنمیگردم پیشت؟ گاهی وقتا فک میکنم چرا یکم گلای قالی تو سینه منو پیچیده تر نبافتی ... گاهی وقتا آدم خسته میشه ازسادگی ... گاهی وقتا گلای قالی پرپرمیشن... گاهی وقتا انگار واقعا یه آدم برفیم ک دارم ذوب میشم بین آدمایی ک خودشون آفتابن انگار! گاهی وقتا عجیب میفهمم ک چقد ازت دورم... بیا پایین خدای من ...بیا دستای بنده ت ...شاید لایق این اسم نباشم...بیا دستای مخلوقتو بگیر ...بیا به گلای قالی آب بده......

    ادامه مطلب
  • 11.4

  • نیلوبلاگ

    اول شخص:)...

    ادامه مطلب
  • 10.4

  • نیلوبلاگ

    برای نوشتن دیره...برای روزمرگی هم! برای فریاد کردن ولی هیچ وقت دیر نیست! گاهی باید فریادکرد گاهی باید اولین گناهو تکرارکرد هزاربار تکرارکرد! الکی خوش بودن راکنارگذاشت...باید فهمید و فهمید و فهمید... ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    12 3 | 12 3 cm to inches | 12 3 km to miles | 12 3 kg to pounds | 12 3 dna replication | 12 37 as a mixed number | 12 30 pm | 12 3 meters to feet | 12 3 undecillion | 12 3 inches to mm