
بعضی وقتا انگار یه قانونی حکم میکنه که تو باید غصه بخوری!وهمه چیز بستگی داره به اینکه تو قانون سرت میشه یانه؟!...
ادامه مطلب
برای این همه حال خوب ،یک نفر باید یک چاره ای بیندیشد!!! ...
ادامه مطلب
گاهی وقتا حواسم نیست ب قشنگترین هایی ک مشغولشونم ...هفته های عجیب میرن و میرن و ازم دورمیشن همین چند وقت پیش بود ک هرروز تقویمو درانتظار یه دوازده مرور میکردم..هربار توخیالم ب دوازده میرسیدم و لبخندهایی ک روصورت من و دوم شخص تندتند پرو خالی میشدند... دوازده اومد و رفت با خاطره ای ک برای اولین دوازده عاشقانه تو حافظه من و دوم شخص ثبت شد... بقایای دوازده و لبخنداش هنوز روصورتم هستند ...بارون دوازده همون چیزی بود ک مدت ها انتظارشو میکشیدم و اونقدری حالمو خوب کرد ک هیچ لالائی ای قادر نیست...قدم زدن صبح دوازده و مسیر پر ازبرگای زرد بیمارستان صدای بوق ماشینا و تموم لحظه هایی ک پشت یک لنز 13مگاپیکسلی ثبت شد! همه ی این حالای خوب حول یه محور توی ذهنم میچرخن ... چهارشمبه ها و پنج شمبه ها عجیب میچسبند....
ادامه مطلب
...
ادامه مطلب
بعضی وقتا دلم میخاد خودت بیای پائین بیای دستای گرمتو بکشی روصورتم اشکامو پاک کنی بیای دستامو ک انگارازجنس آدم برفین ذوب کنی...مگه من مال تو نیستم ؟مگه آخرش برنمیگردم پیشت؟ گاهی وقتا فک میکنم چرا یکم گلای قالی تو سینه منو پیچیده تر نبافتی ... گاهی وقتا آدم خسته میشه ازسادگی ... گاهی وقتا گلای قالی پرپرمیشن... گاهی وقتا انگار واقعا یه آدم برفیم ک دارم ذوب میشم بین آدمایی ک خودشون آفتابن انگار! گاهی وقتا عجیب میفهمم ک چقد ازت دورم... بیا پایین خدای من ...بیا دستای بنده ت ...شاید لایق این اسم نباشم...بیا دستای مخلوقتو بگیر ...بیا به گلای قالی آب بده......
ادامه مطلب