
هرگاه اراده کنم بزرگترین نوازنده دنیا میشوم، با انگشتانم نت به نت عشق مینوازم ، انگار همیشه یک پیانوی قدیمی که بوی چوب میدهد نشسته روبه روی من ، توی خیالم پیانو را وسط یک دشت میبینم، پر گل های سفید و زرد و نور آفتاب که بازیش گرفته ، آنقدر مینوازم که دیگر کلیدهای پیانو بی اختیار نواخته میشوند و من گوش به نوای مستانه ای که در دشت پیچیده روی علفها دراز میکشم و چشمانم را میبندم و توی خیالم تورا میبینم ......
ادامه مطلب
بعضی از آدمها جوری رفتارمیکنند که یهو میبینی انگار عاشق زندگی شدی! کاری میکنند که هربار میبینیشون با لبخند نگاهشون کنی و تموم انرژی های مثبت دنیا بیان به سمتت... دکتر کاف زن بسیار عمیقیه ، همیشه با ف...
ادامه مطلب
میخواستم راه بیوفتم بروم قدم زنان ...بروم کنار دریاچه بنشینم ساعت ها فکر کتم و کتاب بخوانم و نگاه کنم ... میخواستم از تمامی این اصوات گوش خراش دور شوم ... میخواستم تمام حصارهارا بشکنم .. میخواستم آنقد...
ادامه مطلب
برای بدترین حس هایی که از آسمان فرو می افتند شاید هم از مغز زمین بیرون میپرند، برای حرفهای جانکاه و برای ناگفته ها باید فاتحه خواند آنقدر خواند تا شاید ارمغانشان شادی روح شود! برای لبخند های از ته دل ،برای حرفهای دلربا و برای گفته ها نمیدانم چه سوره ای بهتر است شاید حمد شفا شاید هم .... ...
ادامه مطلب
کاش میشد تموم لبخندهای دنیا... کاش میشد تموم قشنگیهای دنیا... کاش میشد تموم دنیا... کاش میشد دنیا،تموم دنیا انقدر کوچیک میشد که تو دستای کوچیکم جامیشد اونوقت تو تموم دنیارو میون دستات داشتی!!! + توسط میمـ.ـهیس | ...
ادامه مطلب
از مرگ باید ترسید اززندگی اما بیشتر! به جسته اشتباهی جدال خاموشی و فریاد سر می گیرد آنطور که نباید و جبرانش خاموشی ست کاش با کمی پشیمانی هم همراه باشد کاش به وقت جبران خفتگی فضا گیر نشود! باید گریست به هر حال باید گریست برای عصیان برای بندگی برای دردهای ابدی دنیا که خودش فی نفسه فناپذیر است اما درد ...
ادامه مطلب
بعضی وقتا انگار یه قانونی حکم میکنه که تو باید غصه بخوری!وهمه چیز بستگی داره به اینکه تو قانون سرت میشه یانه؟!...
ادامه مطلب
برای این همه حال خوب ،یک نفر باید یک چاره ای بیندیشد!!! ...
ادامه مطلب
دلم برا سرما خوردگی تنگ شده به گمونم اونم همین حسو داره:|...
ادامه مطلب
حکایت آینه....!!!...
ادامه مطلب
پیشونی شمعدونی ها عطردلتنگی گرفته این روزا از بوسه ای ک نشوندم رو پیشونی ماه گرفته ش فهمیدم در گوشش زمزمه کرد صدای خزونو ولی عشق اومد وسط گل انداخت گونه باد! ...
ادامه مطلب
کوچه های تنگ پاییز ...از بهار براشون بگی شروع میکنن خندیدن؟!...
ادامه مطلب
دلم میخواد هزارتا نقاشی ازت بکشم اونقدری نقاشیت کنم ک خودت واقعنی بشی بشینی روبه روم +باز نگاهای تو و زیرچشمی های من و شمعدونی های روی لپم:)...
ادامه مطلب
اونقدری خسته م که میدونم اگه اراده کنم میتونم خیلی راحت بمیرم!...
ادامه مطلب
درد لحظه رو کسی میفهمه که منتظرمیمونه!!!...
ادامه مطلب
بالاخره بعدمدتها دست به کیبورد شدیم و ازسکوت دهشتناک خودمون دست برداشتیم! یه دنیاحرف دورسرم می پیچن و من میدونم که نمیتونم حتی یه کلمشو درست بیان کنم ولی میگم که گفته باشم! واچینگ لارا تو گوشم می پیچه و من دارم فکرمیکنم که توی اتوبوس این صدا توی گوشم پیچید!!!به کارایی که میخاستم انجام بدم فکرمیکردم و روزایی که درپیش دارم...هوای خنک اتوبوس توی ریه هام بود وسردردی که انگار هیچ وقت از همسفربودن بامن توی اتوبوس دست نمیکشه ...خستگی عجیبی که حاصل اون همه کاربود که با بیرحمی تمام ریختن سرم و جاداره ازمیم جان یادی کنم که اونقدر بهم کمک کرد یادمه بهش گفتم من بی و...
ادامه مطلب
...
ادامه مطلب
برای نوشتن دیره...برای روزمرگی هم! برای فریاد کردن ولی هیچ وقت دیر نیست! گاهی باید فریادکرد گاهی باید اولین گناهو تکرارکرد هزاربار تکرارکرد! الکی خوش بودن راکنارگذاشت...باید فهمید و فهمید و فهمید... ...
ادامه مطلب
گاهی باید برای یک نمره پژوهشی بیشتر سر خم کرد!:/ +ولی من مردش نیستم حتی زنشم نیستم!شاید بهتر بود باشم!!!...
ادامه مطلب