خرید بک لینک

درباره سایت

یه پیاله رسوایی

امکانات وب

دقیقا یادم نیست ازکی؟ولی یادمه که همیشه دلم خواسته یک روز معمولی فقط یک روز معمولیه خیلی عادی یک نفس عمیق بکشم بروم سراغ قفسه کتابی که جدیدا چند تا کتاب جدید به زور تویش جا داده ام از قفسه بیرون بکشمشان و یکی یکی نگاهشان کنم هی باخودم تکرار کنم فقط یکی ! یک حق انتخاب داری!و هی نتوانم انتخاب کنم و دست آخر همه را فرو کنم توی کوله پشتی گل گلی ای که شاید سال هاست دارمش و هرکار میکنم نمیتونم ازش دل بکنم !و بعد همینطور که دارم زیپ کیفمو میبندم چشمم بیوفته به یک کتاب قدیمی که مدتهاست قصد دارم برای بار هفتم بخونمش!وسوسه بشم و اونم بذارم توی کوله...بعد بزنم از خونه بیرون ...دوست دارم برم کوه...حتما جایی که هستم یک کوه قشنگ هم دارد که سکوتش بهم تمرکز بده ...آره حتما داره...میرم همونجا تا هوش و حواسم سرجا بیاد یه کم وقت میبره باید یک دل سیر ازهوای مطبوع کوه بخورم باید هفت هشت دقیقه ای قدم بزنم !اما باید وقت راه رفتن هوا جاشو لای موهام باز کنه مغزم باید نفس بکشه نفسای عمیق... باید آزاد باشه که هرکاری دوست داره بکنه ...همین تخته سنگ خوبه همینجا میشینم ...یه موسیقی لازمه که این فضا تکمیل بشه وقتشه که تمرکز کنم ...چه موسیقی ای؟؟؟شاید همین reflection خوب باشه( همینی که الان حدودا یک ساعته داره پخش میشه)دست میکنم توی کوله گل گلی !و هفتمین دور شروع میشه!!!

همیشه دلم خواسته !

بعد هم با خودم گفته ام دل آدم خیلی چیزها میخواهد همه اش که نباید بنشینی سر چرت و پرت های دل!!!

26بهمن

+ توسط میمـ.ـهیس |

برچسب: نویسنده: یگانه حسینیان تاريخ: يکشنبه 15 مرداد 1396 ساعت: 0:16

صفحه بندی