یه پیاله رسوایی

متن مرتبط با «11 7 x 16 5 frame» در سایت یه پیاله رسوایی نوشته شده است

18.5

  • نیلوبلاگ

    هرگاه اراده کنم بزرگترین نوازنده دنیا میشوم، با انگشتانم نت به نت عشق مینوازم ، انگار همیشه یک پیانوی قدیمی که بوی چوب میدهد نشسته روبه روی من ، توی خیالم پیانو را وسط یک دشت میبینم، پر گل های سفید و زرد و نور آفتاب که بازیش گرفته ، آنقدر مینوازم که دیگر کلیدهای پیانو بی اختیار نواخته میشوند و من گوش به نوای مستانه ای که در دشت پیچیده روی علفها دراز میکشم و چشمانم را میبندم و توی خیالم تورا میبینم ......

    ادامه مطلب
  • 16.9

  • نیلوبلاگ

    هر چند دقیقه میرفتم پشت پنجره ...بخار گرفته بود با دستم پاکش میکردم سرمو به شیشه میچسبوندم و دستامو دو طرف صورتم میذاشتم که جلوی نور رو بگیرم و بهتر ببینم ...چراغ بزرگ کوچه که دقیقا کنار دیوارمون بود رو نگاه میکردم توی نورش دنبال قطره های بارون یا دونه های برف میگشتم نکنه بارون یا برف قطع شده باشه!کاش بباره این برف که فردا تعطیل بشیم...به آسمون نگاه میکردم و وقتی میدیدم آسمون ابریه و رنگش متمایل به قرمز و خاکستریه ذوق میکردم ...اگه برف آروم میومد و دونه هاش ریز بود میگفتم برفی که ریزه پشت داره ...یا اگه بارون بود آرزو میکردم بازم بیاد و بوی نمش همچنان بپیچه تو هوا...بعد میرفتم پیش بخاری مینشستم و با اینکه به تعطیل شدن فردا امید داشتم مشقامو مینوشتم ...کم کم خوابم میگرفت و همونجا کنار دفتر و...

    ادامه مطلب
  • 17.

  • نیلوبلاگ

    دختر نباید سربه هوا باشداما مگر میشود آسمان اینقدر قشنگ باشد و من چشم به زمین بدوزم و راه بروم ...مگر میشود تمام حواسم به این باشد که پایم توی چاله چوله های پیاده رو نرود یا به در و دیوار نخورم؟و آنوقت آسمان را ازدست بدهم؟و نتوانم حتی یک تکه کوچکش را سوغات بیاورم برای تو برای خودم!مگر میشود آدم آسمان را نبیند و حالش خوب بشود؟اصلا مگر میشود روی زمین زندگی کرد؟Let's block ads! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 17.1

  • نیلوبلاگ

    » نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید. Let's block ads! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 14.5

  • نیلوبلاگ

    برای بدترین حس هایی که از آسمان فرو می افتند شاید هم از مغز زمین بیرون میپرند، برای حرفهای جانکاه و برای ناگفته ها باید فاتحه خواند آنقدر خواند تا شاید ارمغانشان شادی روح شود! برای لبخند های از ته دل ،برای حرفهای دلربا و برای گفته ها نمیدانم چه سوره ای بهتر است شاید حمد شفا شاید هم .... ...

    ادامه مطلب
  • 13.5

  • نیلوبلاگ

    کاش میشد تموم لبخندهای دنیا... کاش میشد تموم قشنگیهای دنیا... کاش میشد تموم دنیا... کاش میشد دنیا،تموم دنیا انقدر کوچیک میشد که تو دستای کوچیکم جامیشد اونوقت تو تموم دنیارو میون دستات داشتی!!! + توسط میمـ.ـهیس | ...

    ادامه مطلب
  • 13.7

  • نیلوبلاگ

    این روزا خیلی یهویی ذهن آدم یه فلش بک میزنه به پارسال همین موقع ها که انگار قرار بود این روزهارو یجور دیگه رقم بزنم یجوری که فرق کنه با سال قبلش و سال قبل ترش...یجور قرار مدار بود بین من و خود درونیم! انگار قرار بود یجور بهتری باشم یجور بیشتری عاشق باشم و از اینجور حرفا! که این فلش بک یهویی واسه چن...

    ادامه مطلب
  • 12.5

  • نیلوبلاگ

    برای این همه حال خوب ،یک نفر باید یک چاره ای بیندیشد!!! ...

    ادامه مطلب
  • 11.8

  • نیلوبلاگ

    دلم برا سرما خوردگی تنگ شده به گمونم اونم همین حسو داره:|...

    ادامه مطلب
  • 11.9

  • نیلوبلاگ

    یه تصمیمی گرفتم میخام ازاین ب بعد ازآدمایی ک هربار تو اتوبوس دوروبرم هستن بنویسم...پنج شیش ساعت زل زدن ب آدما و زیر نظر داشتنشون خودش میشه یه بحث انسان شناسی! +البته امیدوارم راضی باشن!!!...

    ادامه مطلب
  • 11.7

  • نیلوبلاگ

    اصلا حسین جنس غمش فرق میکند....:( سربریده یک حرف است...دل های درقفس مانده یک حرف آن هم ازنوع حرف... +پارسال مراسم تو بود آقا...قرعه های کربلا...عدد به عدد انتظار شدم..چشم شدم...عاشق شدم...اشک شدم ...شوق شدم...اما قرعه نشدم! امسال منم ک ثانیه ب ثانیه قدم میزنم اشک میشم کنار حرمت...مرسی که اونجا بودم ...اما امسالم همون آش و همون کاسه س..کاش میشد یه شب من انتخابت باشم!!! _کربلا...نرفتنش یه درده رفتنش هزار درد...!دلتنگیه ک موج میزنه تو دلم!...

    ادامه مطلب
  • 11.6

  • نیلوبلاگ

    9مهر:قرار عاشقانه ای که...........!!! +untidy life:/...

    ادامه مطلب
  • 11.4

  • نیلوبلاگ

    اول شخص:)...

    ادامه مطلب
  • 11.5

  • نیلوبلاگ

    حکایت آینه....!!!...

    ادامه مطلب
  • 11.2

  • نیلوبلاگ

    اولین بار بود...اولین بار بود ک یه آدمو تو آغوش فرشته مرگ دیدم... اولین بار بود...یه جوون ک تو 5 دقیقه تو ارزشمندترین ماده بدنش غرق شده بود ...تخت سفیدی ک دیگه سفید نبود و مرد جوونی که بدون امید به مرگ چشم دوخته بود! اشک ریختم و بهم خندیدن:برات عادی میشه... من نمیخوام برام عادی بشه...!نمیخوام دلمو سنگی کنم...!ازخودم متنفرمیشم وقتی دیگه تو چشمام اشک جمع نشه......

    ادامه مطلب
  • 11.3

  • نیلوبلاگ

    اول شخص:))))...

    ادامه مطلب
  • 11.1

  • نیلوبلاگ

    ساعت11:54AM یه نیمکت سفیده یه کمی پیچک پیچیده دور سکوتی ک درخت تنومندیه توی این باغچه ...درست روبروی نیمکت... و یه دختر، تنها روی نیمکت نشسته با یه کتاب باز جلوی چشماش... +نیمکت سفید:| ...

    ادامه مطلب
  • 11

  • نیلوبلاگ

    برام از بارون بگو... از پنجره...ازاون همه خیال پشت پنجره......

    ادامه مطلب
  • 10.7

  • نیلوبلاگ

    دلم میخواد هزارتا نقاشی ازت بکشم اونقدری نقاشیت کنم ک خودت واقعنی بشی بشینی روبه روم +باز نگاهای تو و زیرچشمی های من و شمعدونی های روی لپم:)...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    11 8 cm in inches | 11 8 kg to lbs | 11 8 inches to mm | 11 8 | 11 8 km in miles | 11 8mm to inches | 11 8 kg to pounds | 11 8 in to cm | 11 8 inches | 11 88