برچسب:
نویسنده: یگانه حسینیان
برچسب:
نویسنده: یگانه حسینیان
برچسب:
نویسنده: یگانه حسینیان
برچسب:
نویسنده: یگانه حسینیان
برچسب:
نویسنده: یگانه حسینیان
نکنه مثل شازده کوچولو از یه سیاره دیگه اومدم؟
چرا خیلی چیزا رو نمیدونم ؟
و بعد پوزخند میزنه به این افکار درهم برهم ، در حالیکه داره ته دلش رویا میبافه، رویاهای در هم تنیده مثل تار عنکبوت !!!
برچسب:
نویسنده: یگانه حسینیان
برچسب:
نویسنده: یگانه حسینیان
اما مگر میشود آسمان اینقدر قشنگ باشد و من چشم به زمین بدوزم و راه بروم ...
مگر میشود تمام حواسم به این باشد که پایم توی چاله چوله های پیاده رو نرود یا به در و دیوار نخورم؟
و آنوقت آسمان را ازدست بدهم؟
و نتوانم حتی یک تکه کوچکش را سوغات بیاورم برای تو برای خودم!
مگر میشود آدم آسمان را نبیند و حالش خوب بشود؟
اصلا مگر میشود روی زمین زندگی کرد؟
برچسب:
نویسنده: یگانه حسینیان
و شاید اصلا به ذهنت نرسد که این جمله (من اینجا به دنیا آمدم)چقدر عجیب است!!!
به دنیا آمدن ؟!!!
برای فکر کردن سوژه جالبیست!
+خداروشکر:)
19شهریور
برچسب:
نویسنده: یگانه حسینیان
برای لبخند های از ته دل ،برای حرفهای دلربا و برای گفته ها نمیدانم چه سوره ای بهتر است شاید حمد شفا شاید هم ....
برچسب:
نویسنده: یگانه حسینیان
که ماهی به خاک ...
+ملول از لحظه هایی که خدا را ندیده است!
1مهر
برچسب:
نویسنده: یگانه حسینیان
انگار هیچ فکری در دنیا زاییده نشده!
و چقدر خوب می تواند باشد در دامان تو خفتن!
4شهریور
برچسب:
نویسنده: یگانه حسینیان
چهارشنبه باید باشد كه یادت بیندازد زندگی هست مثل یه رود خروشان كه انگار سر و ته ندارد اصلا و موج میزند به آخر دنیا!
باید هوای چهارشنبه هارو عمیق نفس كشید كه اكسیژنش بریزد توی مویرگها برود كنج قلب بنشیند بشود دو كلام حرف حساب بشود طاقت بشود حوصله!
چهارشنبه ها مثل شهریور كه گرم شوند میشوند اصل زندگی!
1شهریور
برچسب:
نویسنده: یگانه حسینیان
برچسب:
نویسنده: یگانه حسینیان